وبلاگ

  • طعمی که می‌چشیم: طعم همزیستی

    طعمی که می‌چشیم: طعم همزیستی


    قسمت پنج

    اولین سحر ماه رمضون با صدای زنگ در، از خواب بیدار شدم. در رو که باز کردم، دیدم بابا یه دیس زرشک‌پلو با مرغ دستشه و پشت در وایساده. اومدم ازش تشکر کنم که فورا گفت: هیــــس! همسایه ایتالیایی‌مون خوابه.
    صبح همون روز، آلبرتو رو توی راه پله‌ها دیدم که از ورزش صبحگاهی برمی‌گشت. بعد سلام و احوال‌پرسی گرمی که با هم کردیم از من پرسید: تا حالا ایتالیا رفتی؟ منم جواب دادم نه. گفت: برای آخر این هفته دعوتید ایتالیا! با حالت تعجب ازش پرسیدم: این هفته؟! ما آمادگیش رو نداریم! آلبرتو هم زد به شونه‌ من و گفت: نترس اون با من!
    با همون حالت تعجب خداحافظی کردم و دم در منتظر بابا اینا وایسادم تا به اتفاق هم بریم «موسسه خیریه زنجیره امید». آخه ما رسم داریم که رمضون هر سال و برای اطلاع از حال نیازمندان، به یه خیریه سر بزنیم و در حد وسعمون کمک کنیم.
    بعد از ظهر که از سر کار برگشتم خونه، به محض ورودم به حیاط، دوقلوها دویدن سمت من و گفتن: بابا یواش! پرسیدم: چه خبره اینجا؟! پسرم گفت: ما با کارلا و داداشش اومدیم تو حیاط به بچه‌گربه‌ها غذا بدیم، ولی یه گربه سیاهه اومده می‌خواد غذاشونو بخوره! ما هم داریم نگهبانی می‌دیم تا نتونه اذیتشون کنه. گفتم: مگه مادرجون امروز بهشون غذا نداده؟ دخترم جواب داد: نه، آخه روزه بوده شاید یادش رفته! گفتم: نه دخترم، به خاطر مهمونی سرش شلوغه، وقت نکرده بیاد.
    مامان، روز اول ماه رمضون، فامیل و آشناها رو برای افطار وعده می‌گیره. یه افطاری پرجمعیت ولی ساده: چـای، خـرما و آش رشـته. امسال خانواده آلبرتو رو هم دعوت کرده بود. همسر آلبرتو کمی فـرنی درست کرده بود و با خودش آورده بود بالا. می‌گفت: این توصیه آلبرتو هست و برای کسی که چند ساعت چیزی نخورده، پیش‌غذای مقوی و سالمیه.
    من هنوز دارم به این فکر می‌کنم که چه جوری آلبرتو رو از سفر ایتالیا منصرف کنم. ماه رمضون و سفر آخه؟! اگه چند سال تو ایران زندگی نکرده بود می‌گفتم لابد نمی‌دونه. خیلی دوست دارم همین دم سحری پاشم برم از خواب بیدارش کنم و ازش بپرسم قضیه‌ی این سفر چیه؟! ولی قانون همزیستی بابام میگه باید تا صبح صبر کنم!

  • گالری
  • پرسش متداول
  • دانلود

موردی برای نمایش وجود ندارد.

موردی برای نمایش یافت نشد.

موردی برای نمایش یافت نشد.

۸
نظر ثبت شده است نظر دهید
  • Gravatar image
    منصوره ارفعی
    ۱۳۹۳/۰۴/۲۲

    جالب بود

    4 پاسخ
  • Gravatar image
    مصطفی
    ۱۳۹۳/۰۴/۲۱

    این همه تبلیغ سایتتونو میکنین تو تلووزیون بعد داستان میذارین؟؟
    به نظره من دست پخت تموم غذاهای ایتالیاییو بذارین بهتره!
    من همیشه طرفدار مک بودم
    مرسی

    2 پاسخ
    Gravatar image
    مدیر وب سایت
    ۱۳۹۳/۰۴/۲۲

    @مصطفی جان، هر کدوم از بخش‌های وبلاگ مک، طرفداران و علاقه‌مندان خودش رو داره.
    قول ما به طرفداران آشپزی هم این هست که هر هفته یک دستور پخت پاستا رو در بخش آشپزی با مک منتشر کنیم. نظراتتون رو همچنان با ما در میان بگذارید.
    موفق باشید.

    3
  • Gravatar image
    fafa
    ۱۳۹۳/۰۴/۲۰

    وااااا !!!!!!!!!؟؟؟؟!
    خیلی مسخره بود خوب معلومه می خواد 1 غذای ایتالیایی درست کنه با طعم واقعی
    واقعا در مورد مردم چی فکر کردین......

    3 پاسخ
    Gravatar image
    مدیر وب سایت
    ۱۳۹۳/۰۴/۲۱

    @fafa
    به نظر میاد حدستون درست نبوده! قسمت بعد رو بخونید خودتون متوجه خواهید شد.

    5
  • Gravatar image
    سارا نادری
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۶

    عالی بود

    7 پاسخ
  • Gravatar image
    ریحانه شهبازی
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۵

    خیلی جالبو بامزه بود.اگه میشه این داستانارو ادامه بدید.ممنون

    10 پاسخ
  • Gravatar image
    nikta niazi
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۴

    :-)

    3 پاسخ
نظر خود را در این باره ثبت کنید
alt
موارد را دوباره بررسی نمایید